فلسفهٴ اسلامي
يحيي بن بطريق
ابوزكريا يحيي1 بن بطريق طبيب كه از او در فصل سابق گفتوگو كرديم در آغاز سدهٴ نهم برآمد.
مترجم يوناني يا رومي به عربي. تيمايوس افلاطون، علامات القضاياي بقراط، آثار متعددي از ارسطو2 و
ترياقات جالينوس را به عربي ترجمه كرد. متن عربي سرّالاسرار هم بدو منصوب است.
به گفتهٴ حنين بن اسحاق، او لاتيني را بهتر از يوناني ميدانسته است.
سرّالاسرار3
هيچ يك از آثاري كه در قرون وسطي به ارسطو نسبت داده ميشد به اندازهٴ سرّالاسرار رواج نيافت. اين اثر به بسياري از زبانهاي اروپايي ترجمه شد و تاحدودي در تمام آثار مهم ادبي نفوذ كرد. سرّالاسرار مجموعهٴ درهم برهمي است از فرهنگ عامه و خرافات راجع به قيافهشناسي، پرهيز غذايي و امثال آن، كه ارزش آن تاكنون به درستي مورد رسيدگي قرار نگرفته است. اينك عموماً تصديق ميشود، كه هر چند اصل اين اثر مبتني بر مآخذ يوناني است، ولي خود آن يوناني نيست، بلكه عربي يا سرياني است. يعني، متني كه به عنوان ترجمه از زبان يوناني ارائه شده، بيشتر احتمال دارد كه يك اثر تأليف شده باشد، يا تحريري از يك تأليف قديمتر. ممكن است از التقاط افكار ايراني و سرياني در سدههاي هفتم تا نهم منشأ گرفته باشد،4 بدينترتيب احتمال دارد كه متن اصلي آن به زبان سرياني بوده باشد، ولي تاكنون نسخهٴ سرياني آن به دست نيامده است. احتمالاً قديمترين متن عربي آن متعلق به آغاز سدهٴ نهم است، چون مقدمهٴ سرّالاسرار عربي به يحيي بن بطريق نسبت داده شده، كه گويا او آن را از يوناني به رومي (به سرياني؟ يا بيزانسي؟) و از رومي به عربي ترجمه كرده است. اين متن به زودي در خلافت غربي معروف شد و اشارهاي بدان در عقدالفريد ابن عبد ربه قرطبي متوفي در 939 - 940 ديده ميشود. يوآنز اسپانيايي5 (نك نيمهٴ اول سدهٴ دوازدهم) آن را به لاتيني ترجمه كرد و اندكي بعد يهوداي حَرِزي (برآمدنش در اسپانيا از1190 تا 1218) آن را به زبان عبري درآورد.6 ترجمهٴ كاستيلي